چقدر سروصدا میاد عجب قیامتی به پاست
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن11
بازدید700+
چقدر سروصدا میاد، عجب قیامتی به پاست کم مونده دیگه دق کنم بگید عموجونم کجاست داره میاد از قتلگاه صدای آهش دلم میخواد بشم فدای یک نگاهش میخوام برم شهید بشم، شهیدِ راهش دستم تو دست عمه و دلم تو میدون غربت و تنهاییش دلمو کرده پریشون شعار رو لبم شده با چشم گریون واللهِ لا اُفارِقُ عَمّی حسینجان... اگه یه لحظه دیر برم اینا عمومو میکُشن اول بایستی از روز جنازهی من رد بشن ذکر عموعمو حسین دارم رو لبهام داره به گوشم میرسه صدای بابام با سر میرم به قتلگاه کنار مولام عشق عمو حسین میجوشه توی خونم مثل بابام غریب شده، دردش به جونم به یاد بابا حسنم رجز میخونم واللهِ لا اُفارِقُ عَمّی حسینجان... غریبونه تو قتلگاه اسیر یک سپاه شده پناه عالمو ببین چجوری بیپناه شده به داغ بیکسی دلبرم اسیرم دارم میرم تو قتلگاه تا جون بگیرم اگه بلایی بر سرش بیاد میمیرم نمیذارم کسی روی سینهاش بشینه نمیذارم کسی غربیشو ببینه وقت شهادت ذکر رو لبم همینه واللهِ لا اُفارِقُ عَمّی حسینجان... رها کن عمه دستمو که وقتِ وادیِ منه ببین عمو حسینمو چه دستوپایی میزنه الانه که تو قتلگاه سرش جدا شه هدف تیر و نیزههای دشمنان شه بَده برا کمک یه یار نداشته باشه عمه بزار برم سپاه و لشکرش شم شبیه قاسم و علیاکبرش شم من سپر بلا برای پیکرش شم عمو حسین، عمو حسین، عمو حسینم... عمه ببین چجور تنش مونده به زیر دستوپا صدای بابا حسنم تو گوشمه، میگه بیا میون قتلگاه شروع شد هتک حرمت دیر برسم تن عمو میره به غارت امون از این همه اهانت و جسارت عمه زمین زیر پام داره میلرزه هر کسی داره میرسه، میزنه نیزه نمیتونم که صبر کنم دیگه یه لحظه عمو حسین، عمو حسین، عمو حسینم...