چقدر زخم زبون خوردم سرم پایین بود
محمد امینیپسندیدن2
بازدید100+
چقدر زخمِ زبون خوردم، سرم پایین بود بهم گفتن: علمداری که گفتی این بود؟ نه دستی و نه چشمی و نه فرقی داری دیگه با اکبرم واسم چه فرقی داری تنت مثل علیِاکبر سرت شبیه بابا حیدر کبودی روی بازوهاته مثل کبودیهای مادر کمرم رو تا کردی ای علمدارم، ای علمدارم منو بیسپاه کردی ای علمدارم، ای علمدارم **** چرا هی سر میچرخونی؟ بیچارهم کردی داری دور و برت دنبال کی میگردی؟ الهی من فدای چشمای بینورت چرا هی میگی وا اُمّاه؟ چیه منظورت؟ تا دیدت شدی تنها اومد کنارت ننه زهرا اومد میبینی از نفس افتاده همین که چند قدم راه اومد کمرم رو تا کردی ای علمدارم، ای علمدارم منو بیسپاه کردی ای علمدارم، ای علمدارم