چقدر زخم زبون خوردم، سرم پایین بود
مسعود پیرایشپسندیدن0
بازدید99
چقدر زخم زبون خوردم، سرم پایین بود بهم گفتند: علمداری که گفتی این بود؟ نه دستی و نه چشمی و نه فرقی داری دیگه با اکبرم واسهم چه فرقی داری تنت مثل علیِاکبر سرت شبیه باباحیدر کبودیِ زیر بازوهات مثل کبودیهای مادر چقدری بدنت پا خورده عمود هم نفست رو برده یه آستین به دهن گریونم حالا منم بردارمُرده کمرم رو تا کردی، ای علمدار، ای علمدار روزمو سیاه کردی، ای علمدار، ای علمدار منو بیسپاه کردی، ای علمدار، ای علمدار * چرا هی سر میچرخونی؟ بیچارهم کردی داری دور و برت دنبال کی میگردی؟ الهی من فدای چشمای بینورت چرا هی میگی وا اُمّاه؟ چیه منظورت؟ تا دیدت شدی تنها اومد کنارت ننهزهرا اومد میبینی از نفس افتاده همین که چند قدم راه اومد ببین قدِّش خمیده مادر هنوز رنگش پریده مادر میگیره دست مجروحش رو روی جای کشیده مادر تو نبودی مادر رو زدنش داداش، زدنش داداش هنوز هم ورم داره صورتش، بدنش داداش