چشم و دست و دل و بازوی علی داری تو
حاج محمود کریمیپسندیدن12
بازدید2.7K
چشم و دست و دل و بازوی علی داری تو حیدری یا پسر حیدر کراری تو گرچه ماهت به رخسار همه هاشمیان قرص ماه همه در قلب شب تاری تو دست گیر همه ی عالمی و بی دستی بلکه بازوی علی در صف پیکاری تو ای فدای تو و اقایی و سقایی تو کز عطش در دل دریا، شرر ناری تو ای همه خلق به زیر علمت یا عباس علمت سبز که عباس علمداری تو لب تشنه برون شط زده از شریعه تا درس وفا دهد به شیعه مردی نه به قدرت است و بازوست مردی نه به قوت است و نیروست مردیست به این که در امیری دستان فتاده را بگیری هستند زنان که مرد مردند تاریخ بخوان ببین چه کردند در اصل چراغ راه مردان زهراست امید شاه مردان چون ترس نبود در مرامش شد فانی در ره امامش از همت بانوی دو عالم یک مو ز سر علی نشد کم شد کرد به خطبه اش نشد را چون مرد گرفت حق خود را پشت در نیمه شعله ور رفت بانوی علی که بی سپر رفت در با لگدی ز جای افتاد بانوی علی ز پای افتاد این ارث به کربلا رسید تقصیر من است زیر و رویت کردند ای کاش گلوت را نمی بوسیدم ***