چشم وا کردم و دیدم یتیمم، بابام حسینه
حسین سیب سرخیپسندیدن5
بازدید1000+
چشم وا کردم و دیدم که یتیمم، بابام حسینه صاحبِ داغ و غم و درد عظیمَم، بابام حسینه حسین بزرگم کرده نگید عمومه حالا غریب افتاده این آرزومه بشم فدای آقا که آبرومه عمو حسین، عمو حسین... به لبش حرفِ عسل صحبتِ اَحلیٰ دارد دومین قاسمِ زهرا تماشا دارد حسین، حسین، حسین... حسن، حسن، حسن...