چشم من کم سو شده کارم تمومه
علی نجفیپسندیدن0
بازدید900+
(چشم من کم سو شده کارم تمومه)2 (بغض غم چند وقته که توی گلومه)2 خسته شدم از این تبعید امید من شد نا امید وفا ندارن این مردم چی بگم از دست اینها؟ حکایت کوفه است اینجا حیا ندارن این مردم بعد عمری ببین آخر کجاها من رو آوردن شبیه عمه و جدم منو بزم شراب بردن (امون ای دلی امون ای دل)۳ رسیده جون به لبم از دست دنیا میخونم با هر نفس مدد یا زهرا یاد مدینه افتادم نمیره داغت از یادم روضه میخونم زیر لب بشکنه دست او نامرد که صورتت رو نیلی کرد جلو چشای زینب به غرور حسن برخورد که شدی رو زمین پرپر ملائک گریه میکردن واسه چشم تر حیدر (امون ای دلی امون ای دل)۳ آسمون سامرا به رنگ خونه دل من تو کربلاست خدا میدونه شکر خدا شد تقدیرم با لب تشنه میمیرم میسوزم از زهر دشمن اگه تک و تنها بودم غریب سامرا بودم در امونه ناموس من (لب گودال و میبینم پریشون خواهر افتاده) ته گودال و میبینم از نفس (مادر افتاده )۳