چشم خود را خیس تا از اشک نمنم میکنم
سیدرضا نریمانیپسندیدن7
بازدید1.8K
(چشم خود را خیس تا از اشک نمنم میکنم رشتهی انس خودم را با تو محکم میکنم)۲ چند شب مانده ز مهمانی بدم اما ببین خویش را با خوبها یت باز همدم میکنم (شک ندارم موقع افطار میبخشی مرا)۲ تا که یاد از تشنهی ماه محرم میکنم نیست از من سائلی بیچارهتر امّا ببین سَر به زیر از شرم صبحم غرق شبنم میکنم (بگذر از من بندهی خوبی نبودم عفو کن)۲ زیر بار معصیت دارم کمر خم میکنم رفت قدر و قدر مِیخانه ندانستم، ولی با علی اسباب بخشش را فراهم میکنم (با همین بار گناهم بَر لبم ذکر علیست)۲ با همین آلودگیم میل نجف هم میکنم (چند شب دیگر تحمل کن من آلوده را زحمتم را کمکم از مهمانسرا کم میکنم)۲ حق آقایی که در زندان هارون پیر شد سینهام را باز هم دریای ماتم میکنم گر دهی رخصت به من تا کاظمینش میروم اشک را بر زخمی زنجیر مرهم میکنم خلوت موسی بن جعفر را به هم زد گفت که گوشهی زندان بهشتت را جهنم میکنم گفت که شلاغ را بردار محکمتر بزن مادرم اینجاست کمتر حرفی از مادر بزن