نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

چشمِ خمارو سیراب از نمنمِ بارون کن رحمی به دلِ خونِ از مِیکده بیرونِ دلدادهی مجنون کن بزمی که شما داری، شبهای عزاداری یک شب منو مهمون کن ای شاهِ شهید، ای قربانِ لبت ای هستیِ من، ای جانم طلبت شاه شهید یا اباعبدالله... **** وقتی سراپا دردم، گریه میشه درمونم از بس که تو رو میخوام، حاجت میگیره دستام از چشمای گریونم اشکه پَرِ پروازم، هرچی که بگم بازم قدرش رو نمیدونم ای کشتهی اشک، یا قتیلَ العَبَرات ای جانِ جهان، جانِ من هم به فدات **** کلّ جهان گم میشه تو رونقِ بازارت قلبم میزنه پرپر تا اون نفس آخر تا لحظهی دیدارت اشکم تا میشه جاری، دست منو میذاری توو دستِ علمدارت عاشق شده این عبدِ ناقابلِ تو سرمسته دلم با ابوفاضلِ تو اباالفضل...
هنوز نظری ثبت نشده