نصب اپلیکیشن نوا
تصویر سید محمدرضا نوشه‌ور - چشمت روشن داداش بالای گودال

چشمت روشن داداش بالای گودال

[ سید محمدرضا نوشه‌ور ]
چشمت روشن داداش بالای گودال
به خواهرت چقدر شمر حرف بد زد

تو داشتی با خدا صحبت می‌کردی
که بی هوا بالگد به پهلوت زد

اومد با چکمه رو سینه است نشست 
تو خیمه دخترت خدا خدا کرد

رو پای مادرت بودی سرت رو 
با ضربه‌ی دوازدهم جدا کرد 

روضه شد تکرار ، دنیا شد رو سرم آوار
 هی بهش گفتم ، پاتو از روتنش بردار 

داری جون می‌دی ، دست و پا تو تکون می‌دی
خاتمت داغه ، دشمن داری نشون میدی

چرا افتادی زیر کوه نیزه ، نمیشه بوریا واست کفن شه 
زن پرده نشین تو مدینه نباید با سنان هم سخن شه 

دیگه گفتم تموم شد کارت اما ، شروع شد تازه قصه های زینب 
می‌خواستند که دیگه ازت چیزی نمونه ، تنت زیر سم ده تا مرکب 

چه بساتی شد ، با خاک جسم تو خاکی شد 
کار دفن تو ، با زن های دهاتی شد 

دل و چاک کردن ، مرکب‌هاشونم خاک کردن 
با لباس تو، خنجر هاشونو پاک کردن

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل