چشمای مادرت شده ابر بهاری
حاج مهدی سلحشورپسندیدن8
بازدید3.5K
چشمای مادرت شده ابر بهاری برات بمیرم عزیزم که بیقراری چیشده که تو گهواره آروم نداری میشنوی این گریه ها رو صدای وای غربتا رو مگه صدای بابا رو تو هم شنیدی (غوغا شده توی حرم خیمهها رو ریختی به هم)2 حالا تو این طوفان غم نور امیدی روی دست بابا حالا داری میری سوی میدون با زبون بیزبونی گفتی میشم بلا گردون (لای لای ای علی) رو منبرم دست بابام تو آسمونی کی گفته شش ماهه من تو بی زبونی (تو هم داری با گریههات رجز میخونی)2 بگو تو این دشت بلا آخه شده تنها بابا خودم سپر میشم برات غریب مادر چشما رو دریا میکنم دشمن رو رسوا میکنم محشری برپا میکنم تا روز محشر من میمیرم تا میبینم درد اشک و آه بایبا این گلوی کوچیک من میشه نذر راه بابا (لای لای ای علی)