چاره ندارم خدا، غصه شده بیامان
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن11
بازدید3.1K
چاره ندارم خدا، غصه شده بیامان کرده دلم را غمین، العطش کودکان با مددِ فاطمه، عازمِ میدان شوم تا که در این قحطِ آب ساقیِ طفلان شوم در خیمه، اصغر عطشان شده مادرش از غم، گریان شده طاقت ندارم ببینم، آه و گریه کُشته مرا، لبِ عطشانِ رقیّه یا ابالفضل 3 *** بر لبِ آبِ فرات، فکرِ علی اصغرم مشک پُر از آبِ خود، تا به حرم میبرم راهیِ خیمه شوم، با مدد مادرم میکُشد آخر مرا، نالۀ اهلِ حرم هر دو دستانم، گَشته جدا اشکِ خون میبارم، ای خدا بر روی خاک، افتاده هر، دو دستانم آخر گیرم، مشکِ آبم، بر دندانم یا ابالفضل 3 ***