چارقدت موند و گل های پرپرش
حنیف طاهریپسندیدن8
بازدید3.3K
چارقدت موند و گل های پر پرش وای مادرم ای وای مادر بهشتمونو سوزوندن آخرش وای مادرم ای وای مادر حیرونه بابا از داغ کوثرش وای مادرم ای وای مادر هنوز نمیدونه چی اومد سرش وای مادرم ای وای مادر آه روزگار من داره میره مادرم از کنار من آه روزگار من گریه به زخم تنت شده کار من آه روزگار من روزگار من فکر خداحافظی با حیدری وای مادرم ای وای مادر حالت که بهتر شد روز آخری وای مادرم ای وای مادر گوشهی حجریه تو میشینم وای مادرم ای وای مادر لباس های سوخته رو میبینم وای مادرم ای وای مادر آه روز ماتم شد تو زمین خوردی از عمر من کم شد آه از همین حالا روزگار زینبت دیگه در هم شد آه روزگار من روزگار من نگاه کن مادر حسین تو منم وای مادرم ای وای مادر شنیدم که آماده شد پیرهنم وای مادرم ای وای مادر تو گریه به این پیراهن میکنی وای مادرم ای وای مادر یا عریان میگی روبه من میکنی وای مادرم ای وای مادر آه به گلوی من گریه میکنی همش روبهروی من آه پیرهنو مادر میبرن که ببرن آبروی من آه روزگار من روزگار من حسین من بی کس میشه کربلا ای وای ای وای پیرهنش دست به دست میشه کربلا ای وای ای وای نیزه میخوره از دشمن بیهوا ای وای ای وای پیش چشم من میزنه دست و پا ای وای ای وای آه روزگار من تنت افتاده زخمی کنار من آه روزگار من بی سر من ای نیزه سوار من وای حسین من