چادرم کفنیت
ابوذر روحیپسندیدن1
بازدید700+
چادرم کفنیت، چادرم کفنیت زینب نمرده بیکفن بمونی چادرم کفنیت، چادرم کفنیت خواهر بمیره بین خاک و خونی چادرم کفنیت، چادرم کفنیت دیگه ندارم از تنت نشونی دیر رسیدم حسین، شمر سرت را برید در وسط قتلگاه، پیروهنت را درید دیر رسیدم حسین، دیرتر از مادرم خاک دو عالم شده، از غم تو بر سرم وای غریبم حسین... سایهی سر من، سایهی سر من پاشو ببین که حُرمتم شکسته سایهی سر من، سایهی سر من داغ تو روی قلب من نشسته سایهی سر من، سایهی سر من بی تو کجا برم با دست بسته راه نفسهای تو، بسته شد و خیمه سوخت دشمن تو بعد تو، معجرمان را فروخت ریگ مگر بر تنت، کار کفن میکند کهنه لباس تو را، شمر به تن میکند وای غریبم حسین... ماه نیزهنشین، ماه نیزهنشین سنگت زدن زنای کوفه و شام ماه نیزهنشین، ماه نیزهنشین افتادی از رو نیزه پیش چشمام ماه نیزهنشین، ماه نیزهنشین پاشو ببین توون نداره دستام دور سرت در مکان، یکسره دف میزنند پیرزنان بین این، معرکه کف میزنند هر که مرا دید گفت، بیکس و کارم حسین آه به دادم برس، جز تو ندارم حسین وای غریبم حسین... حسین یا حسین...