پَر پروانه های عاشق، توی آتیش توی دوده
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن7
بازدید3.2K
پَر پروانه های عاشق، توی آتیش توی دوده تا بوده همین بوده، تا بوده همین بوده صورت بچه های زهرا، یا سرخه یا كبوده تا بوده همین بوده، تا بوده همین بوده *** وای از درد خرابه امون از شب سرد خرابه كاش بابا برگرده خرابه خواب میدیدم كه روی دامنش نشستم با معجرم زخماشو بستم لب تَرك خوردشو دیدم شبیه مادرش شكستم *** غم میباره توی سینم تا سحر روی خاكا میشینم تا روی خورشیدو ببینم دَم میگیرم برای روضه های بابا دلم داره هوای سقا میپ یچه تو شب خرابه صدای ناله های زهرا *** وای از كار زمونه می زنند منو هی بی بهونه از حالم عمه پریشونه درد سیلی همه وجودمو می گیره كبودی چشام نمیره باید همین شبا بمیرم وگرنه عمه جون می میره