پیچیده عطر مادر
حسین ستودهپسندیدن100+
بازدید21.6K
پیچیده عطر مادر، گمونم باید این اطراف باشه الهی وقتی اومد تنت اون پیرهن دستباف باشه مگه میشه یه آدم شبیه شمر بی انصاف باشه وای بیسر، بیسر، بیسر، موندی بین لشکر، وای وای تنها تنها تنها، روی ریگ صحرا، وای وای تشنه تشنه تشنه، موندی زیر دشنه، وای ***** ندیدم مثل عباس کسی رو خواهرش حساس باشه بمیرم و نبینم سنان تو خیمهی عباس باشه مگه میشه یه آدم مثل خولی نمکنشناس باشه وای عباس عباس عباس پاشو زینب تنهاس وای ***** قرار گذاشتیم من و رباب برا تو آب کنار گذاشتیم این همه نیزه، انگاری پا میون نیزهزار گذاشتیم محشره گودال، رقیه ظرف آبشو میبره گودال ببخش حسینم من روی تَل موندم و تو آخرِ گودال ببخش حسینم سالارِ زینب، طاقت سنگ خوردنتو نداره، زینب یا غیرتالله، انگشتنمایِ مردم بازاره، زینب سالارِ زینب دروازه وا شد، زینبِ تو معطل رقاصهها شد سرت رو نیزه ... رقیه نیست که آب واست بیاره گودال من نه بازار میام، نه عروسک میخوام عمه مهمون رسید من همون روسریو میخوام که بابام خرید بی صدا بگم صورتم شکسته خوب نمیتونم بابا بگم از کجا بگم از شبی که نفسم نمیومد بالا بگم راستی گُم شدم دنبال سرت بودم، بازیچهی مردم شدم