نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

پیچیده عطر مادر، گمونم باید این اطراف باشه الهی وقتی اومد، تنت اون پیرهن دستبافت باشه مگه میشه یه آدم، شبیه شمر بیانصاف باشه وای بیسر بیسر بیسر،موندی بین لشگر وای وای تنها تنها تنها روی ریگ صحرا وای تشنه تشنه تشنه رفتی زیر دشنه حسینم ای یارالی... ندیدم مثل عباس، کسی رو خواهرش حسّاس باشه بمیرم و نبینم، سنان تو خیمهی عباس باشه مگه میشه یه آدم، مثل خولی نمکنشناس باشه وای عباس عباس عباس پاشو زینب تنهاست وای وای بیدست، بیدست بیدست، مونده خمیده بیکس وای زینب شد آواره، آه از مشک پاره وای چه جوری باورم شه چقدر این کوفیان تغییر کردهاند لباست رو که بردند تو رو پیش همه تحقیر کردند ندیدی دختراتو که تو آتیش خیمه گیر کردند وای ناله ناله ناله صحبت خلخاله وای زینب و اسارت، خیمهها شد غارت وای من آه کشیدم نمیدونی چی تو این راه کشیدم چقدر نالهی اُماه کشیدم من آه کشیدم من بد شکستم تا بیام صد دفعه رو خاک نشستم داره خون میچکه از روی دستم نیزههای روی تنت، دستامو برید دستامو برید، دستامو برید قاتلت روی سرم، نعره میکشید نعره میکشید، نعره میکشید من دویدم حرمله پشتم میدوید پشتم میدوید، پشتم میدوید پاشو داداش تو رو به قرآن مجید به همه رو زدم آخر پاشو دست به گیسو زدم آخر پاشو اومدم تا ته گودال اما دیدی زانو زدم آخر ای وای یارالی... جنگ و جدال شد دیگه دیدن تو واسم خیال شد تشنه بودی ولی ذبحت حلال شد جنگ و جدال شد حرمت نذاشتن لگدها واسه تو صورت نذاشتن یه دقیقه تو رو راحت نذاشتن سنگهایی که میزدن، خورده به سرم خورده به سرم، خورده به سرم دست من سپر شده و له شد سپرم از تو آتیش اومدم سوخته معجرم سوخته معجرم، سوخته معجرم جای شلاقو ببین روی کمرم این بدن نداره طاقت پاشو شمر نمیکشی خجالت پاشو مادرم اومده گودال، نامرد بسکه این شراب میخوره أباعبداللّه حسین...
هنوز نظری ثبت نشده