پیش چشمهای بابا یکم قدم بردار عزیزم
مسعود پیرایشپسندیدن70
بازدید3.5K
پیشِ چشمهای بابا یکم قدم بردار عزیزم سختمه داغِ جوون، چه خاکی بر سرم بریزم (چشم و ابروی قشنگت جونمو آورده بر لب)۲ برو تو خیمه وداع کن پسرم با عمه زینب خداحافظ عصای دست پیریِ بابا برو جوون خوشگلِ لیلا کاش توی آغوشم بمونی خداحافظ محاسنم میون دستامه میگم علی تموم دنیامه کاش توی آغوشم بمونی چقدر خشکه لبای تو ندارم آب برای تو علی جانم فدای تو... **** (پیش جسمت پسرم تا با سرِ زانو رسیدم بین گریههام فقط هلهلههارو میشنیدم)۲ توی صحرا کل اعضای تن تورو میبینم من علیِ اکبرامو توی عبا باید بچینم جَوونم رفت چیزی نمونده از تنش ای وای لختهی خون تو دهنش ای وای اکبرمو ازم گرفتن خدایِ من زخمای روی بدنش بازه زیر سرِ ضربهی مقراضه اکبرمو ازم گرفتن ملائک هم، به هم گفتن پیمبر رو، زدن کشتن چقدر خشکه هوای تو ندارم آب برای تو علی جونم فدای تو...