پیر شدم از غمِت حسابی
امین قدیمپسندیدن41
بازدید6.7K
پیر شدم از غمِت حسابی حسرت دستای رُبابی پیکرتو تُو قبر گذاشتم لالایی میخونم بخوابی تو رو ازَم حرمَله گرفت دلخوشی به مادر نیومده حلالَم کن مادر از پسِ تشنگی تو بَر نیومده سه شعبه دندونه داره و دندونات هنوز در نیومده تو رفتی رفت آبروی رُباب زیرِ خاک رفت آرزوی رُباب بابا حسین... ***** کوچه کوچه با اضطراب رفت هر جا که فکر کنی رُباب رفت چشم تو روی نیزه روشن مادرِت مجلس شراب رفت خبر داشتیم که قراره تُو کوچه های شام در به در بشیم چه میدونستیم قراره با آدمای مَست همسفر بشیم قرار نبود در به در سرِ پسگرفتنِ چند تا سَر بشیم نمیبینم من سرِت رو دیگه نمیشناسی مادرِت رو دیگه بابا حسین...