پیدا شد از دور این سیاهی
ابراهیم رحیمیپسندیدن3
بازدید2.5K
پیدا شد از دور این سیاهی (یک قافله از بی سپاهی) 2 از ظاهرش معلومه که، خیلی غریبه بی یاور و تنها و بییار و حبیبه خیمه زده به صحرا، در سرزمین غمها گوید غریب مادر، سوزِ صدای زهرا اعوذ بالله من الکرب و بلا *** زینب زِ غصه گشته مدهوش (در بین خیمه رفته از هوش) 2 ای از همیشه همسفر، عشق الهی قلبم گواهی میدهد، وقت جدایی اینجا چه سرزمینیاست، چه وادی غمینیاست این سوز ضجّۀ کیست، چه نالۀ حزینیاست اعوذ بالله من الکرب و بلا ***