پیداست خدا در وجنات محمدی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن43
بازدید7K
پیداست خدا در وجنات، محمدی سکان عرش بر سکنات، محمدی روشن سپهراز جلوات، محمدی تاریک دهر بعد حیات، محمدی راه نجات در کلمات، محمدی توحید زنده از زحمات، محمدی هرجلوهای که از طرف آفتاب نیست هر بندهای که لایق عالیجناب نیست هرمرسلی که حضرت ختمی مآب نیست هرمرشدی که تاج سر بوتراب نیست آنقدر گفته اند که در احتساب نیست از بس عدیده از صفات، محمدی فرد امین مکه امیر مدینه کیست قرآن کتابو معجزه راستین کیست موسی به دین کیست، مسیحا به دین کیست یعقوب سالهاست، که صحرا نشین کیست یوسُف به کشتو کار، برای زمین کیست موقوفهی بهشت زکات، محمدی ایوان ترک ترک شدو از هم گسسته شد راه فلک به لشکر ابلیس بسته شد آتش خموشو بار دگر بت شکسته شد جبریل از شمردن آیات خسته شد میلادش این چونین به حقیقت خجسته شد این تازه اولین ضربات، محمد خلق دوعالم است یکی از مواهبش در حد درکو فهم نباشد مراتبش این شانهها حسین و حسن بوده راکبش تکیه نمیکند به کسی غیر نایبش لعنت به منکر اسدالله غالبش جانم به فاتح قضوات، محمد دل دل سوار عرصهی پیکار، حیدر است بانی خلقت همه افلاک، دختر است فرمانروای ملک کرم سبط اکبرش دلدار کبریاست حسین است دلبرش بنیان گذار مذهب ما فقه جعفرش بفرست حالیا صلوات، محمد لب باز کرد منطق و برهان درست شد خندید عفو و بخشش و غفران درست شد هرجا نشست تخت سلیمان درست شد از خاک پاک ابوذر و سلمان درست شد چشمی گشود لعل و مرجان درست شد اینهاست خورده صدقات، محمد عزی و لات را زدو بی اعتبار کرد اسلام را به محمل ایام سوار کرد مولا و ابر را یکیو هم قطار کرد آن شوره زار را چقدر لاله زار کرد اما به پاس خدمتش امت چه کار کرد رفتند زیر پا ثمرات محمدی خیرالبشر زعالم فانی که پا کشید آتش پریدو شعله به خیرالنساء کشید خاکسترش به دامنهی کربلا کشید پای حرامیان به حریم ولا کشید اجر رسالت است ببین تا کجا کشید ابنا شهید، اسیر، بنات محمدی پس با زبان پر گله آن بزعهی بتول روکرد در مدینه که یا ایهارسول این کشته فتاده به هامون این صید دست و پا زده در خون