پس گرفتیمت نداریم اضطرابی
امین قدیمپسندیدن88
بازدید69.5K
پس گرفتیمت نداریم اضطرابی مادری کردم برات آوردم آبی امشبو رو دامن خودم بخوابی اومدی ویرونهمون قیمت گرفته روی وامی لبهامون غربت گرفته سخته لالا خوندنت لکنت گرفته از تنور برگشتهی من کم که بوی نون نداری نون بهت تعارف نکردم چون دیدم دندون نداری بابا حسین بابا حسین... دور سر گشتم عجب حجّ قبولی اومدی پایین عجب شأن نزولی من نمردم که بشی مهمون خولی از تو یه سر اومده اما بدن نه داری جایی واسهی بوسه زدن نه افتادی از روی نِی از چشم من نه رو لبت از گریه مُردم تا یه عمر بعدش بخندم دور لبهای تو باید من ضریحمو ببندم مَنِ الَّذی اَیتَمَنی، غریبِ خونین دهنی...