
پس از تو روح ندارد قرار در بدنم به احتزار شبیه هست بیتو زیستنم به چشم خار فرو رفته، استخوان به گلو نشده که گریه کنم، یا که نالهای بزنم اگر چه قبر تورا میکنم ولی امشب بگو چگونه عزیزم من از تو دل بکنم ز آتش حجر منه سوخته خرمن چه کنم من نگویم تو چه کردی تو بگو من چه کنم اگرچه بین خسوفی هنوز ماه منی گرچه پشت ابر لحدی، اما هنوز ماه منی