پُر از اشکم، پُر از شوقم، پُر از دردم، پُر از آهم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید2.6K
پُر از اشکم، پُر از شوقم، پُر از دردم، پُر از آهم من امشب هیچ کس را غیر بابایم نمیخواهم من آن گنجم که در ویرانهای کردند مستورم منم یاقوت سرخی که نگین خاتم شاهم به آتش میکِشم این شهر را با آهِ سوزانم پدرجان سربلندت میکند با عمر کوتاهم تنت در بین گودال، سرت کنج تنور افتاده بیا آغوش من ای یوسفِ افتاده در چاهم کجا بودی که همراهت عمویم را نیاوردی؟ دلم میخواست برگردید بالای سرم با هم