پروانه ای که گرد شمع جان نگردد
حاج جواد حیدریپسندیدن6
بازدید1.7K
پروانهای که گِرد شمع جان نگردد بهتر همان که در پِیِ جانان نگردد آنکه ز آتش بیم دارد در دل خود در بزم عشقو عاشقی مهمان نگردد پروانه بودن سوختن دارد همیشه بی سوز سینه چشمها گریان نگردد درد فراق یار را وقتی چشیدی این قطره اشک ما چرا باران نگردد وقتی که میسوزد جگر از عمق سینه خاموشی آتش دگر آسان نگردد مثل پدرهای شهیدان مدافع قلب کسی آشفته و سوزان نگردد دیگر کسی بالای جسمی ارباً اربا مثل حسین ابن علی حیران نگردد رحمی بکن بر مادرت، آه ای علی جان زخم جگر با گریه هم درمان نگردد برداشت از دوشش عبا، گفتا به ناله دیگر عبا تابوت فرزندان نگردد ***