این خاک بوی تشنگی و گریه میدهد
ابوذر بیوکافیپسندیدن6
بازدید5.7K
این خاک بوی تشنگی و گریه میدهد گفتند غاضریه و گفتند نینواست دستی کِشید بر سر و بر یال ذوالجناح آهسته زیر لب به خودش گفت: کربلاست **** روزِ مرا مخواه که شامِ سیاه کنی خیمه مزن که خیمهی غم را به پا کنی دلشورههای خواهر خود را نگاه کن پیش از دَمی که با غم خود آشنا کنی **** یکی دستور میداد غارتش کنید خواهرش داد میزد راحتش کنید