پدر از دیدگانش خون روان بود
حاج سعید حدادیانپسندیدن7
بازدید12.7K
پدر از دیدگانش خون روان بود پسر از گیسوانش خون روان بود به خیمه بوی مشک و عنبر آمد حسین با نعش پاک اکبر آمد یابن الزهرا، یابن الزهرا... دل هر کی یه یاری داره، یه یاری داره دل من با حسینه، دل من با حسینه جهنّم کاری باش نداره دلی که با حسینه حسابم با حسینه، حسینه کتابم با حسینه، حسینه سوال از من چه میپرسید؟ جوابم با حسینه، حسینه من از حسین دم میزنم آتیش به عالم میزنم عشق حسین یار منه دیوونگی کار منه حسین، وای...