پای نفس سرکشم دادم زیان شرمنده ام
حاج منصور ارضیپسندیدن15
بازدید2.4K
پای نفس سر کشم دادم زیان شرمنده ام نامهی من کرده اشکت را روان شرمنده ام دستهای خالی ام گویای عمری حسرت است رو سیاهم بیشتر از هر زمان شرمنده ام ذره ای سختیه دنیا کرده دادم را بلند باز هم رسوا شدم امتحان شرمنده ام دست هایت ابر رحمت بود و من از روی جهل رو کردم سوی دست این و آن شرمنده ام شرمسارم شرمسار از فعل من در محضر خالق شدی از رخ زهرایی ات صاحب زمان شرمنده ام با شهیدان فاصله دارم زمین تا آسمان وضع خوبی نیست وضعم بی گمان شرمنده ام از ازل ریزه خورم ریزه خوره کرب و بلا گر بدم از صاحب آن آستان شرمنده ام جان فدای عمه ی مظلومه ات یابن الحسن با حسینش گفت بین ریسمان شرمنده ام بعد تو ای سایه ی بالاسر زینب حسین لحظه ای رفتم به زیر سایه بان شرمنده ام منکه عمری جز محارم هیچکس دورم نبود پر شده اطرافم از نا محرمان شرمنده ام