پای نفس سرکشم دادم زیان، شرمندهام
حاج منصور ارضیپسندیدن1
بازدید1.2K
پای نفس سرکشم دادم زیان، شرمندهام نامهی من کرده اشکت را روان، شرمندهام دستهای خالیام گویای عمری حسرت است روسیاهم، بیشتر از هر زمان شرمندهام ذرهای سختیِ دنیا کرده دادم را بلند باز هم رسوا شدم در امتحان، شرمندهام دستهایت ابر رحمت بود و من از روی جهل روی کردم سوی دست این و آن، شرمندهام شرمسار از فعل من، در محضر خالق شدی از رخ زهراییات، صاحب زمان شرمندهام با شهیدان فاصله دارم زمین تا آسمان وضع خوبی نیست وضعم بی گمان، شرمندهام از ازل، ریزه خورم، ریزه خور کرب و بلا گر بدم، از صاحب آن آستان شرمندهام جان فدای عمهی مظلومهات یابن الحسن با حسینش گفت بین ریسمان شرمندهام بعد تو ای سایهی بالاسر زینب اگر لحظهای رفتم به زیر سایهبان شرمندهام