پای قرار عاشقیات سرگذاشتی
علی اکبر زادفرجپسندیدن3
بازدید500+
پای قرار عاشقیات سرگذاشتی از هرچه بهتر است تو بهتر گذاشتی میخواستی که دل ببری از گدای خود این کار را به عهدهی اکبر گذاشتی مفتاح مشکلات بزرگ قبیله را در دستهای کوچک اصغر گذاشتی اشکی که میچکد همهی ثروت من است در کاسههای چشم گدا زر گذاشتی اشک جوانی بهترین سرمایه پیریست خوب است باشد آدمی فکر زمستانش من که چهل سال است روی خاک میخوابم حیف است نگذارم سرم را روی دامانش حسین جان حسین جان باران که بارد بعد از آن خیرات میبارد خیر کسی را خواستی اول بگریانش اشکی که میچکد همهی ثروت من است در کاسههای چشم گدا زر گذاشتی دیدی که در فراق حرم گریه میکنم در سینهام به سمت حرم در گذاشتی یک عده راه کنیزه سرای دو خواهرت یک عده را غلام برادر گذاشتی اما چرا تو ای سبب خلقت زمین سر روی خاک ساعت آخر گذاشتی عزیزم من بیوضو موی تو را شانه نکردم بحر تکمیل ودای آخرین شهسوار عشق شد بر پشت زین زد به پهلوی فرس نیش رکاب تا شود از وصل جانان کامیاب