نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

پاشو اذون گوی حرم اذان بگو برا دلم بیا و قبل رفتنت قدم بزن مقابلم دلاور نوه ی حیدر پسر اكبر جنگاور فدای قد رشیدت شدی شبیه پیغمبر قرارم پسر جوونم بهارم بی تو من خزونم تو داری میری میدونی و من كنار قدمات میمونم وااای وااای علی علی ولدی یوسف من پیكر تو گرگای كوفه می درن هر چی میتونن به تنت نیزه و شمشیر میزنن شكسته اگه سر تو شبیه حیدر ماه روت با نیزه افتادی رو خاك شبیه زهرا شد پهلوت جوونه شیرین زبونم نگاه كن به قد كمونم تو رو خاك افتادی و من با زینب دارم می خونم وااای وااای علی علی ولدی نمی دونم چیكار كنم بس كه تن تو درهمه هر چی كه پیدا می كنم از بدنت بازم كمه چه سخته به كی بگم كه علی اكبر شد اصغر كه دیدم با دو تا چشمام چیزی نمونده زین پیكر اگه من زنده بمونم تا خیمه تو رو می رسونم تو اربا اربا شدی و كنار بدنت میخونم وااای وااای علی علی ولدی
هنوز نظری ثبت نشده