نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

گفتم بیا داری میای حالا ازت میخوام نیای بستهام دل را به درگاهت دخیل ای سفیر عشق ای ابن عقیل ای که دلها را هوایی کردهای جان ما را کربلایی کردهای کوفه یک عمر است سرگردان توست کوچههایش تا ابد حیران توست کوفه غرق ناسپاسی بوده است لحن اشعارت حماسی بوده است آی مسلم! ما مسلمان توایم تا ابد مدیون طفلان توایم خون تو آیینهی خون خداست بر زبانت «کل ارض کربلاست» یکه و تنها حریف لشکر است پهلوانی که عمویش حیدر است مثنوی امشب به پابوس آمده با لهوف «ابن طاووس» آمده ای امیر عشق تو نعم الامیر ای غریب کوفه دستم را بگیر میون کوچهها آه غریب و بیپناه آه ۲ پسر عمو شدم به پای عشق تو فدا آه میا کوفه، میا کوفه ۲ ای صحرای ماریه، ای تل زینبیه بار دیگر رسیده، ایام مسلمیه بیکس و تنها بین بازار مسلم نهاده سر بر دیوار آه و واویلا یابن الزهرا ۲ ای دلبندِ علی، ای کشتیِ نجات نورِ چشمِ نبی، جونِ مسلم به فدات روحی فدا پسرعمو اینجا نیا عمو ۲ همه منتظرن غنیمت ببرن ۲ (تنها مسافرِ من برگرد و کوفه نیا به خاطر من) ۲ حسین وای وای وای ۲
هنوز نظری ثبت نشده