پایینِ پای پادشاه
حنیف طاهریپسندیدن0
بازدید1.3K
پایینِ پای پادشاه شهزادهای شبیه ماه نشسته مثل آینه همه شدند غرقِ نگاه ببین چی میشه که یه شب فقط با یک گوشهی لب حجازو دیوونه کنه سوارِ زیبای عرب وقتی که لبخند میزنه خدیجه، زهرا، آمنه میخوان بگن احمد ماست لیلا میگه عشق منه لیلا برای پسرش برای قرصِ قمرش شبیه پروانهای بود که پَر میزد دور و بَرش تُو پیرهنت حِرز میذارم بی تو من آروم ندارم بیرون اگه خواستی بِری فقط با عبّاس میذارم "وَ التّین" یه آیه از لبات "وَ الَّیل" مال گیسوات سوار اسبت که میشی نازل میشه "وَ العادیات" دستات که پیمونه میشه سجّاده مِیخونه میشه "سُبحانَ رَبّی" که میگی فرشته دیوونه میشه تُو خونه حیدری دارم شبه پیمبری دارم الله اکبر! روبهروم علیِ اکبری دارم الله اکبر! اومدی الله اکبر! چه قدی! الله اکبر! چه دلی! سرمستِ ذاتِ احدی عاشق تو شاه دینه پسر امُّالبنینه کریم آل هاشمی بعد از حَسن تُو مدینه رقیّه گریون که میشه همه میگن بهونهشه بگید علی اکبر بیاد تا دخترک آروم بشه شبیه غنچهها میشه لباش به خنده وا میشه علیِ اصغر وقتی که تُو آغوشت رها میشه قبیله بود و یه پسر که اومد از غیب یه خبر قبیله یک قافله شد قافله یعنی یه سفر قافله یعنی که نَمون وقتی ندا میده جنون یعنی عطش تُو دلِ عشق یعنی خدا تُو دلِ خون یعنی رجزهای علی یه واحد عشق عملی قالوا بلایی ابدی سرِ قراری ازَلی "قالوا بلیٰ" بود و بلا یک کربلا بود و بلا رِندِ بلاکش مستِ مست خونِ خدا بود و بلا