يادش به خير موي تورا شانه ميزدم
حنیف طاهریپسندیدن6
بازدید1.9K
يادش به خير موي تورا شانه ميزدم افتاده دست شمر چرا خاطرات من؟ بشکند پایت شکست آیینه اش پیش من اینسان مشین بر سینه اش خاک ها مهمان نوازی می کنند زخم ها شمشیر بازی می کنند تیر هر جایی که می آمد فرود پیش از آن شمشیر جا واکرده بود از من مُحرِم میقات تو از قبله مپرس قبله ی من گل سرخی است نامش زهراست با چند سنگ ریزه که بسته نمی شود این چشمه ی همیشه خروشان کوثر است ای ضربه های جهل بدانید باز هم با پهلوی شکسته کبوتر، کبوتر است ***