و اما قبل دلم غرق سیاهیست
سیدرضا نریمانیپسندیدن7
بازدید500+
و اما قبل و اما قبل و اما قبل دلم غرق سیاهی بود دلم سرگشته و حیرون و مشتاق نگاهی بود توی تُنگ جهانِ عشق نه آبی بود نه ماهی بود زمین گهواره خالی و چشم او به راهی بود و اما بعد دلم نورانی از عشقه جهان طوفانی از عشقه شب بارون دلها مجنون رسید اون که توی این دهر خودش انسانی از عشقه اومده و بالوپر داده به ملک چقده قشنگه اسمش داره نمک اومده و کربلا رو آفرید حسین دل من رو سیاه رو خرید حسین هذا مَشتَری حسین بن علی... و اما قبل و اما قبل و اما قبل دل دنیا تو غربت بود همه مردم سرافکنده نه غیرت بود نه عزت بود همه گلدستهها خاموش دل مردم تو غربت بود تب مردم تب ظلمت سرافرازی یه حسرت بود و اما بعد و اما بعد صدای بارون که زیبا شد امید و عزت پیدا شد قیام نور رسید از راه رسید اون که شهامت هم با اسم زیباش معنا شد اومده و هرچی بتِ ویرونشده ببین همه آسمون چراغونشده اومده و می از لبم چکید حسین دل منه رو سیاه را خرید حسین اومده و بالوپر داده به ملک چقده قشنگه اسمش داره نمک اومده و کربلا را آفرید حسین دل منه رو سیاه را خرید حسین هذا مَشتَری حسین بن علی...