نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(وقت است که از چهرهی خود پرده گشایی تا با تو بگویم غم شبهای جدایی)۲ اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران (چون عودم و از سوختنم نیست رهایی) (من در قفس بال و پر خویش اسیرم) ای کاش تو یک بار به بالین من آیی ***** در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد۲ کس جای در این گوشهی ویرانه ندارد آقا کجایی... دل را به کف هر که نَهم، زود پس آرَد۲ کس تاب نگهداری دیوانه ندارد ... ای مَردم عالم! بشناسید و بدانید۲ مُهری که پیشانی ما خورده بخوانید آقام حسینه، مولام حسینه... ... آن کس که ربوده دل من طفل رباب است۲ آهسته بگریید که ششماهه به خواب است۲ علی لای لای علی لای لای.... ... سرت بالای نیزه تاب میخورد۲ آخ بمیرم نیزهدارت آب میخورد ... نگاهم محو چشمون سیاهته به جای شیر، خون کنج لباته تو از چرخیدن نیزه نترسی به هر سمتی بره مادر باهاته ***** یارم گله داره، من هم گله دارم یار از بدی و من گله از فاصله دارم از دست دوری تو إنّی أشکوا إلَیکَ از راه دور و نزدیک صَلَّی اللهُ علیکَ حسین وای... ... دنیا رو بدن من، عشقت رو نمیدم دیدم توی رویا توی راه تو شهیدم اللّهُمَّ اجْعَل مَحيا، مَحیایَ آل طاها مَن ماتَ علیٰ حُبِّ علی ماتَ شهیدا حسین وای... ***** هر که دارد عطش کربوبلا بسم الله وای حسین... ... کربوبلا نبر ز یادم جوونیمو پای تو دادم از ما که گذشت امّا غمم همینه الهی هیچکس داغ حرمت نبینه قدم قدم میگم ای دل ای دل حرم حرم میگم ای دل ای دل امان امان ای دل...
هنوز نظری ثبت نشده