وقتی گره میفته توی کارم
مهدی رسولیپسندیدن77
بازدید2.3K
وقتی گره میفته توی کارم وقتی که راه چارهای ندارم یه یا علی میگم، وضو میگیرم غصههامو پیش شما میارم درِ خونهی شما رُو من بازه من دوسِت دارم بیاندازه توی زندگی وقتی که خیلی خیلی حیرونم نماز استغاثه میخونم همه زندگیمو من دست تو میسپارم من دوسِت دارم، من دوسِت دارم دست از چادر تو محاله بردارم من دوسِت دارم، من دوسِت دارم وا اُمّاه، وا اُمّاه ... همین که قَد قامتمو میبندم دیگه غمی نمیمونه تُو دلم بعد سلام تا اسم تو میارم خدا میدونه حل میشه مشکلم با دعات رقم زدی تقدیرم رو تو نیار به روم تقصیرم رو توی زندگی اگه شکستهای و غمگینی بگو یا فاطمه اَغیثینی تُو هجوم سختیها کم نمیارم مادر و دارم، مادر و دارم اگه بیپناهم و بیکس و بیچارهم مادر و دارم،. مادر و دارم اُمُّنا زهرا، اُمُّنا زهرا ... با بد و خوب زندگی میشه ساخت باخته اونی که مکتبت رو نشناخت من اعتقادم به تو کم نمیشه همین منو به روضهگردی انداخت همهش از کتیبههات نور میگیرم اسمت تا میاد شور میگیرم اونی که به من نشون میده راه و از بیراهِ روضههای ابیعبداللهِ با تو داره میگذره روزای سالم خیلی خوشحالم، خیلی خوشحالم تو امام حسینی و من به تو میبالم خیلی خوشحالم، خیلی خوشحالم حسین، حسین ...