وقتش شده بر دست بگیرد جگرش را
سیدرضا نریمانیپسندیدن7
بازدید16.8K
وقتش شده بر دست بگیرد جگرش را مردی که شکستهست مصیبت کمرش را پروانه به هم ریخته گهوارهی خود را تا باز کند از پر قنداق پرش را تلخ است پدر گریه کند طفل بخندد سخت است که پنهان بکند چشم ترش را دور و برش آنقدر کسی نیست که باید این طفل در آغوش بگیرد پدرش را مادر نگران است خدایا نکند تیر نیت کند از شیر بگیرد پسرش را هم چشم به راه است که سیراب بیارند هم دلهره دارد که مبادا خبرش را افسوس از آن تیر و کمانی که گرفتهست این بار سپیدی گلویی نظرش را۲ **** رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتند گل بی برگ و برم را پسرم را کشتند حرمله خیر نبینی گل من نورس بود تیر سه شعبه نمیخواست نسیمی بس بود