وا عطشا
علی نجفیپسندیدن2
بازدید2.7K
وا عطشا ، آب ... حسین وای ... عمو آب عطش ... گر آب شد میسر ... اول بدید به اصغر ... گر نشد آب میسر گردد ... گو عمو خود به حرم برگردد ... بعد این که برنگشت ... اهل حرم دیگه آبی نگفتن ... ذکرشون فقط یه کلمه بود ... العطش ، العطش ...