(وای زینب) ای همراه پنجاه و چند ساله
پیام کیانیپسندیدن25
بازدید1.1K
(وای وای زینب) ای همراه پنجاه و چند ساله پای جسمت کارم شده ناله عاقبتت ختمِ به گوداله برادرم تو میری و خواهرت پیر میشه کابوس من داره تعبیر میشه بعد از تو شمر با ما درگیر میشه برادرم (وای وای زینب) از روی تل دیدم تنها موندی روی خاک کربوبلا موندی زیر نعل سم اسبا موندی برادرم دیدم چقدر خون از تنت رفته عمامه و پیراهنت رفته یک نیزه هم تو دهنت رفته (وای وای زینب) تنگه دلم واسه علمدارم بهش بگو خیلی حرفا دارم دیدی کجا کشیده شد کارم برادرم توی بازار با اضطراب رفتم چشمت روشن بزم شراب رفتم مثل اسیر با یک طناب رفتم عباس من (وای وای زینب) ******* حاصل زینب آخرم دیدی خرابه شد حسین منزل زینب اون چی بود آخه میریخت روی سرت مقابل زینب حاصل زینب شمر و خولی رو ببین دور و بر مَحمل زینب سرتو میگرده دست این و اون خونه دل زینب راه دور رفتی بغل خواهر تو بود حسین چرا تنور رفتی؟ ای مسیح من خولیام مهمون نوازی میکنه راستی شبیه من؟ (وای وای زینب) ******* ای روزگار زینب، دار و ندار زینب رفتی و دیگه رفته صبر و قرار زینب رفتی و رفت جون از تن خواهر رفتی و رفت سمت خیمه لشکر رفتی و رفت معجر از سرهامون غرق خونه گوش دخترهامون این صدای نفسهای شمره روی سینهت جای پای شمره محاسنت تو دستای شمره (وای وای زینب)