وای از مدینه و وای از کرب و بلا
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن13
بازدید2.6K
وای از مدینه و وای از کربوبلا وای از پشت در و گودیِ قتلگاه میسوزه خونهای که مثل بهشته میخ در بود و پر و بال فرشته الهی بشکنه دست اون کسی که توی نامهش به معاویه نوشته قدم قدم توی کوچه تا دم در اومدم نرسیده بی هوا لگد زدم، لگد زدم صدای نالهی زهرا میون شلوغی گم شد ضربهای که زد به پهلو ضربهی دوازدهم شد وای از مدینه و وای از کرب و بلا وای از پشت در و گودی قتلگاه ناله میزنم من از نالهی زهرا گریه میکنم من از گریهی زینب اگه توی مدینه این خونه نمیسوخت نمیسوخت تو کربلا خیمهی زینب رنج و عذاب و بمیرم برای زهرا و رباب و یکی تو کوچه یکی بزم شراب و، بزم شراب و نمیدونم چی بگم از حال و روز این دو مادر دیگه گهوارهی محسن میرسه به علی اصغر وای از مدینه و وای از کربوبلا وای از پشت در و گودی قتلگاه الفِ قامتشون شبیه داله پر شده چادرشون از گل لاله ماجرای فدک و ضربهی سیلی ای خدا شده ز زهرای سه ساله موشو گرفت و حرمله به زور النگوشو گرفت و قوّت چشمای کم سوشو گرفت و موشو گرفت و شبیه پدربزرگش با طناب دستاشو بستند شبیه مادربزرگش دیگه پهلوشو شکستند (وای از مدینه و وای از کربوبلا وای از پشت در و گودی قتلگاه)