نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

وای از غریبی تبرک میبرن از پیکر تو وای از غریبی چه دعوایی شده بالای سر تو ای کاش تنت رو نبینه مادر تو ببین عمه چه حالی شد همه زخمات هلالی شد چه جنجال شد تو پشت و رو شدی با نعل تن تو با چهل تا نعل لگدمال شد قربونیِ دشت بلایی قطعه به قطعه هر کجایی غارتزده امام حسن غارتزده تو بینوایی حسین من ****** نیزه بیرون بکشم از بدنت میمیرم علی علی علی علی... ابوفاضل... ****** کاشکی یه ذره تربتت به این گدا هم برسه کاشکی نسیم حرمت، به شهر ما هم برسه کاشکی بشه که خونمون، باشه کنار حرمت کاشکی یکی پیدا بشه منو بیاره حرمت کاشکی بسوزم از غمت دم اذون کربلا خاکسترم رو بپاشن تو آسمون کربلا هنوز شبیه پرچمت، پرچمی خوشرنگ نشده من که دلم تنگه برات، دلت برام تنگ نشده دلم تنگه، بی اندازه این روزا هر چیزی میتونه منو یاد تو بندازه ***** هی نگم که عشق ما یکطرفهست دست خالیتو رفیق بالا بیار دقیقاً هفتهی دیگه عرفهست توی اون روز خیلیا بیخبرن سرشون به کاراشون مشغوله من نمیگم امام معصوم گفت حج کربلاییا مقبوله من دلم پر میزنه یه بار دیگه نفس عمیق بین حرمت دنیا رو ببین مثل باد گذشت یه ماه دیگه میشه محرمت اسم حج اومد دلم گرفت براش عرفات رفت حرفاشو گفته باشه نرسید که حجشو تموم کنه کاش مزار مادرش رفته باشه با سلام و صلوات و احترام حاجیه خانمها روی محملا یه ستونی هم به نام عباس هست که خیلی به نگاش قرصه دلا دست به دست میشه علیاصغر تو بغلهای همه اهل حرم علیاکبر میگه کوفه برسیم یه چادر برا رقیه میخرم یه دفعه رقیه گفت به عمه جان همه هستیم خوبه ماشاالله عمه من تو شامم همبازی دارم آره عمه آره انشاالله تو بگو اومدم تو حرمت با گریه با زاری تو هنوزم وسط بازاری خیلی حرفای نگفته داری حسین...
هنوز نظری ثبت نشده