وای از عطش و گرما یا عمی جی بالماء
سید امیر حسینیپسندیدن41
بازدید13.5K
وای از عطش و گرما یا عَمّی جی بالماء شیرخواره غرق گریه است تو بغل رقیه است یه کاری کن داره میمیره یه قطره هم یه قطره است عمو مواظب چشمات باش، مراقب دستات باش سکینه با چه حالی آورده مشک خالی (همیشه به حرفت عمل کردی عمو برو ولی قول بده برگردی عمو) 2 (وای از عطش و گرما یا عَمّی جی بالماء) 2 خیمهها بیپناهن همدم اشک و آهن گرفته ماه کربلا با ضرب عمود آهن چه روضهها که میشه آغاز چهارهزار تیر انداز دور شریعه هستند آبو رو خیمه بستتند پاشو نذار که ای علمدار وفا سرِ حسینِ تو جدا شه از قفا