"وای از عطش و گرما
سید امیر حسینیپسندیدن38
بازدید4.8K
(وای از عطش و گرما یا عَمی جیبِ الماء)۲ شیرخواره غرقِ گریهست تو بغل رقیهست یه کاری کن داره میمیره یه قطره هم یه قطرهست عمو مواظب چشمات باش مراقب دستات باش سکینه با چه حالی آورده مشک خالی (همیشه به حرفت عمل کردی عمو برو ولی قول بده برگردی عمو)۲ (وای از عطش و گرما یا عَمی جیب الماء)۳ یا فاطمة الزهرا رو لبهای سقا خیمهها بی پناهند همدم اشک و آهند گرفته ماه کربلا با ضرب عمود آهن چه روضهها که میشه آغاز چهار هزار تیرانداز دور شریعه هستند آبو رو خیمه بستند (پاشو نذار که ای علمدارِ وفا سر حسین تو جدا شه از قفا)۲ (وای از عطش و گرما یا عَمی جیب المای)۲ میره به اسارت آه ناموس آلُ الله برای ما دعا کن زینبتو صدا کن بگو برو خیمه تمومه گوشوارهها رو وا کن نباشی با خیال راحت میان برای غارت به اشکامون میخندن ما رو به هم میبندن نذار که دستا رو ببندن با طناب نذار که پامون برسه بزم شراب