وای، از دشت بلا
سیدمهدی میردامادپسندیدن1
بازدید6.5K
وای، از دشت بلا وای، از كربُبلا وای، امون از دشتِ بلا سرزمین نینوا امون از این كربلا 2 خاك اینجا دلگیره، دل زینب می گیره توی دست اهالیش، تیر و نیزه و شمشیره داداش برگردیم، اینجا دلم زاره صحرا نا امنه، برای شیرخواره وای، از دشت بلا وای، از كربُبلا وای، امون از دشت جنون رسیده یك كاروون همره یك ساربون 2 داداش برگردیم، اینجا غم انگیزه دلم شور می زنه، شبیه پاییزه وای، از دشت بلا وای، از كرببلا وای، ای خدا اینجا كجاست قاضریه نینواست یكی میگه كربلاست 2 آسمون ماتم گرفت، چشاشون شبنم گرفت تا كه گفتند كربلا ست، دل زینب غم گرفت تو دل این صحرا، پر از تیراندازه یكی داره تیرِ، سه شعبه می سازه