وای ابتاه یا حسین
محمدحسین حدادیانپسندیدن14
بازدید3.7K
وای ابتاه یا حسین شب آخرم رویاییه دیگه موقع لالاییه دوباره وقت قصه های باباییه یكی بود یكی نبود زیر این چرخ كبود یه بابا سفر رفته بود كه می گفت زود برمی گرده زود اومدی ولی دیر اومدی حالا كه شدم پیر اومدی حسین بابا، حسین بابا ناز مرا به ضربت سیلی كشیده اند هرگز گمان مبر كه نوازش گرم نبود از عمه كن سپاس اگر زنده ام هنوز چون او كسی به فكر من و خواهرم نبود