نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

واویلا، یتیم مجتبی3 خداكنه، كه قلب من بگیره تاب شده هوای خیمه ها پر اضطراب به پیش چشم من جفای كوفیان ز لاله ی برادرم گرفت گلاب ز بس كه موند، به زیر دست و پا میون این، زمین پر بلا گرفت همه، فضای كربلا عطر و بوی مجتبی واویلا، یتیم مجتبی پاشید از هم، تموم باغ یاسمن نبود به اندازه ت زره گل حسن داری تو می بری ز قلب من توان پاتو نكش رو خاك به پیش چشم من چه خون شده، دلم ز دیدنت چو مادره، نفس كشیدنت شبیه او، با زخم سینه و پهلو اینجا دیدنت واویلا، یتیم مجتبی برگ و بری، گلم نمونده در برت نمونده جز یه سایه ای ز پیكرت چی پیش اومد تو این سپاه بی حیا كه این همه بلا اورده بر سرت تا گفتی از، اصالتت مثل ز غنچه ی، لبات چكید عسل گمون كنم، كه یادشون اومد بغض و كینه ی جمل واویلا، یتیم مجتبی گل یاسمنم وای، یتیم حسنم وای
هنوز نظری ثبت نشده