از روی این بدن بلند شو
امین قدیمپسندیدن60
بازدید14.8K
از روی این بدن بلند شو هِی تُو سرِت نزن بلند شو بَدم میاد بِهِت میخندن تو رو به جونِ من بلند شو رُومو زمین نزن بلند شو گریه نکن، با اشکات مگه زنده میشه حسین دست بِش نزن، بیشتر پراکنده میشه حسین انقَد میبوسی تیکهها، کَنده میشه حسین سَر تا پاشو قشنگ نگاه کن تیرا رو از تَنِش جدا کن کار من و تو نیست حسینجان پاشو جَوونا رو صدا کن چیزی نَمونه رُو زمین از پیکرش پوشیهمو تا کن بذار زیرِ تَنِش تا بند بیاد زخم عمیق بدنِش ***** من خودم پروانهام، امروز شمعَت میکنم با عبایَم از زمینِ دشت جمعَت میکنم دستِ تنها نه، به همراهی زینب، خواهرم ریز ریزَت را برای خواهرانَت میبرم خیز از جا بَر لبم جان آمده آبرویَم را بخر، عمّه به میدان آمده ***** کاشکی بشه که خونهمون باشه کنار حرَمِت کاشکی یکی پیدا بشه مَنو بیاره حرَمِت ای عهدهدار مَردُم بیدست و پا، حسین...