هنوز باور ندارم که دیگه رفته باشی
وحید شکریپسندیدن16
بازدید600+
هنوز باور ندارم که دیگه رفته باشی ولی حس میکنم که شفا گرفته باشی بعیده غصّههاتو به کسی گفته باشی دیگه خونه رو هیچکسی در نمیزنه تو که رفتی به من کسی سر نمیزنه کسی دور و بر علی پَر نمیزنه دیگه برگرد شبا خواب تو رو میبینه حسنِ تو میگه قصّهی کوچهای که زدنتو همه جای اتاق داره بوی تن تو دیگه برگرد زهرا کاشکی اون روزا برگرده نیستی و زینب تب کرده این دنیا خیلی نامرده زهرا، واویلا واویلا... ***** هنوز باور ندارم تُو خونه خالیه جات هنوزم بالش تو خیسه از اشک چشمات دیگه نیستی بگی که چرا میلرزه دستات بدونِ تو غما دیگه سر نیومدن بدونِ تو گلا دیگه در نیومدن دیگه همسایهها دم در نیومدن دیگه برگرد دیگه چاه شده مرهم دردای علی کسی نیست که بمونه دیگه پای علی شبا ماه میشه شاهد اشکای علی دیگه برگرد زهرا کاش میشد منم میبردی تو پیش چشمم پژمردی وایسادم تو کتک خوردی زهرا، واویلا واویلا...