هنوزم جلو چشامونه
مهدی رسولیپسندیدن16
بازدید1.4K
هنوزم جلو چشامونه همین دیروز بود انگار اومدی پشت در خونه تکیه دادی به همین دیوار بایدم صدات دنیا رو پر کنه وقتی بیسروصدا تو کوچهها زدنت همهی دنیا شده پر از هوای تو از همون روزی که مادر بیهوا زدنت صدات دنیا رو پر کرده همه عالمو خبر کرده نالهی پشت درت مادر رو دلا بدجور اثر کرده همین دیروز بود انگار همهی مهاجر و انصار شنیدن صداتو ای مادر ولی یک نفر نشد بیدار ما صداتو نشنیدیم مادر مهربون ولی دنبال تو اومدیم کشونکشون واسه خونخواهی بچهی شهید تو شبا تو خیابونیم با زن و بچهمون فدای چادر خاکیت فدای اشک توی چشمات یه بار تنها شدی بسه بریم از پیش تو هیهات میون خیل نامردا غریب و خسته و تنها تو راه خونه تا مسجد گرفتن دورتو زنها خطبه خوندی اون روزا تو هجمهی خزون حالا هر شب میپیچه صدات تو شهرمون خواهرا و همسرا و دخترای ما دور تو حلقه زدن مادر قدکمون شبیه موج تو دریا پریشونت شدن زهرا دیگه تنها نمیمونی نگاه کن به خیابونا صدات دنیا رو پر کرده همه عالمو خبر کرده نالهی پشت درت مادر رو دلا بدجور اثر کرده