نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حامد خمسه - هم پریشان حسینیم هم پریشان حسن

هم پریشان حسینیم هم پریشان حسن

[ حامد خمسه ]
هم پریشان حسینم هم پریشان حسن 
ای به قربان حسین و ای به قربان حسن

روز اول مادرم چشمان من را نذر کرد 
این یکی آنِ حسین و آن یکی آنِ حسن 

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن دیگری برای حسین  

هر شبی که فاطمه بر روضه‌هامان می‌رسد 
هست گریان حسین و هست گریان حسن 

نه که دنیا‌ دینمان را هم کریمان می‌دهند 
من که ایمان دارم از اول به قرآنِ حسن 

زیر ایوان نجف دیدم که روزی می‌رسد 
یا حسن‌جان می‌نویسم زیر ایوان حسن

هر کجا رفتم دیدم کار دست مجتباست
بشکند دستم نباشد گر به دامان حسن 

نه که تنها این دو شب، کل محرم می‌شویم
شب به شب، تکیه به تکیه، باز مهمان حسن 

قاسمش وقتی به میدان زد حسین آهسته گفت: 
می‌رود جان حسین و می‌رود جان حسن 

نعره شد إن تَنکرونی فأنا اِبنُ المجتبی
تیغ را چرخاند و گفت این است طوفان حسن

شد حسن، یک ضربه زد ازرق همان‌جا شد دوتا 
نعره زد عباس، ای جانم به قربان حسن

روضه‌های ما همه لطف امام مجتباست 
شکر‌ هرشب می‌روم در زیر باران حسن 

پیش زهرا آبروداری کنیم و آوریم
هِی گلاب و دسته‌گل یاد یتیمان حسن

***

اذنم بده عمو که دلم تنگ اکبر است
از غصه‌ی تو دیدن، عمو مرگ بهتر است

هر لحظه بیشتر قفسم تنگ می‌شود
تو غصه می‌خوری نفسم تنگ می‌شود

مثل حبیب و عون  و وهب، عابس و زهیر
یک ذره کن دعا که شوم عاقبت‌به‌خیر

خیر است گر زره نشد اندازه‌ی تنم
چون در عوض عبای تو گردد جوشنم

راضی است فاطمه زِ من آیا؟ سؤال کن
فرزند و نایب حسنت را حلال کن

***

علی‌اکبر که جوشن داشت آن شد 
تو که جوشن نداری وای بر من 

***

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را 
قاتل گَهی به کوچه گَه بین خانه می‌می‌زد
 
***

زیباتر از همیشه در این کربلا شدی
دیدی دلم گرفته، مرا مجتبی شدی 

لَک زد دلم برای عمو گفتنت، بگو 
لَک زد دلم، چرا، چه شده بی‌صدا شدی

یا پا زمین می‌کشی یا چنگ می‌زنی 
جان می‌کنی که قبر مرا دست‌وپا کنی

***

می‌پیچه تو گوشم صدایی 
نمی‌بینم امّا کجایی 
صدات غرق درده 
خدایی نکرده نبینم زیر دست‌وپایی

 ببین نوجوونم
دیگه ناتوونم 
 برام سخته دردِ جدایی

عزیزِ حسن، عزیزِ حسین 
ببین که داره اشک می‌ریزه حسین 

برام مشکله که پیدات کنم 
زیر سُم اسبا تماشات کنم

بلندشو دلم رو نسوزون
زمینم نزن بین میدون
دوباره صدام کن عمو جون

عمو جونم، عمو جونم...

بگو با منِ زار و خسته
حنا کی به موی تو بسته 
دلم مثل ابروت، دلم مثل بازوت
دلم مثل پهلوت شکسته 

پُر از خونه لب‌هات
بریده‌ست نفس‌هات 
رو سینه‌ات عمو کی نشسته؟

بلندشو ببین شکسته جبین 
کشیده می‌شه پات به روی زمین 

بلندشو ببین چه رعنا شدی 
تو چند دقیقه هم قد سقّا شدی

چه بغضی گلوت‌و گرفته 
کی با پنجه موت‌و گرفته 
سُم اسبا بوت‌و گرفته
 
***

چه بلایی سرت ای نور دو عین آمده است
تیرباران حسن یاد حسین آمده است 

سر لِه کردن جسم تو چه بَلوا کردن 
عقده‌ها از پدرت را سر تو وا کردن 

سینه‌ات خورد شده بس که لگدمال شدی
زیر این نیزه و شمشیر و سنان چال شدی

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل